السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
200
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
همهء جادهها و پيادهروها را گرفتهاند از اسب پياده شدم و از روى دوش مردم خود را بدر خيمهاى كه علىّ بن الحسين در ميانش بود رساندم حضرت بيرون آمد و دستمالى بدست داشت كه اشك ديدهگانش را با آن پاك ميكرد و خادمى كرسى بدست دنبال حضرت بود كرسى را به زمين گذاشت حضرت بر آن كرسى نشست و بىاختيار گريه ميكرد صداى مردم بگريه بلند شد و زنان و كنيزان ناله زدند مردم از هر طرف به حضرت تسليت عرض ميكردند آن قطعه از زمين يك پارچه گريه شد حضرت با دست اشاره كرد كه ساكت شويد مردم از جوش و خروش افتادند حضرت فرمود : سپاس خداى را كه پروردگار عالميان است و مالك جزا ، آفرينندهء همهء آفرينش ، خدائى كه از ديدگاه عقول مردم آنقدر دور است كه مقام رفيعش آسمانهاى بلند را فراگرفته و بآفريدگانش آنقدر نزديك است كه آهستهترين صدا را ميشنود خداى را سپاسگزاريم بر كارهاى بزرگ و پيش آمدهاى ناگوار روزگار و درد اين ناگوارىها و سوزش زخم زبانها